یاد گل نرگس

توی شهرکتاب مرکزی رویه روی قفسه کارت های تبریک عید ایستاده ام.لیستی طولانی از اسامی دوستان و بستگانِ جلای وطن کرده دردست, به سفره های رنگین هفت سین و خورشید خانم های ابرو پیوسته نگاه می کنم. ازبین عکس های بهاری با گل های خوش و آب رنگشان تا اشعارخوش نویسی شده حافظ و سعدی و یا مقلب القلوب های طلایی رنگ ,برای هرکس مطابق سلیقه و حال و هوایش کارتی برمی دارم. در میان انبوه تصاویرچشمم به کارت تبریکی با عکس یک دسته گل نرگس می افتد که با دقت در گلدان آبی شیشه ای قرارداده شده است.

به گذشته ها پرتاب می شوم . به روزهای خوبی که با هم داشتیم . به گل های نرگسی که به نشانه دوستی بی بدیل مان از سرچهارراه برای هم می خریدیم و تند تند بو می کردیم. مست بوی نرگس می شوم و اشک به چشمانم می دود. چیزی در درونم مچاله می شود و می ریزد. شاید همان گل های کوچک و ظریف نرگسند که در اعماق تنهایی هایم می پژمرند. ای کاش می توانستم به جای عکس این گل های خاطره انگیز, دسته ای واقعی برایش هدیه بفرستم . سرم را بلند می کنم. دو خانم چینی مشغول انتخاب کارت هستند و به من که آرام با گوشه آستین اشک هایم را پاک می کنم خیره شده اند. کارت را برمی دارم. از ادامه انتخاب هایم صرف نظر می کنم و به سمت صندوق می خزم. آدم ها تنه زنان از من پیشی می گیرند. یاد موزه رضا عباسی و سینما رفتن ها و صحبت جدی هایمان می افتم و بغض گلویم را فشار می دهد.

می دانم که این روزها خیلی دل تنگ است .می دانم که دوستی های نزدیک به مسافت کاری ندارند. می دانم که غم غربت سخت است . اما این را هم می دانم که فاصله ها افلیجم ساخته و مرا از دادن حتی یک شاخه گل نرگس محروم .گل های نرگسِ روی کارت را یک بارِ دیگر مرور می کنم. قطعا بویی ندارند. اما برای من خوش بو ترین گل های جهانند. چراکه آن ها را برای او می فرستم. برای او که عزیزترین, مهربان ترین و همراه ترین رفیق جهان است. از کتاب فروشی خارج می شوم.

دلممیخواست

این یکخواب

 یککابوس

 یکبازی

و "محو"ی از ورای این بخارِـبرـجدارِـشیشۀـ چشمانِ ـ ابری بود...

 دلم می خواست این رفتن نمی پایید!

دلممیخواستبرمیگشت!

دلم می خواست "رفتن" ازجهان می رفت! 

آرام قریب

/ 4 نظر / 20 بازدید
مریم

دلم می خواست "رفتن" از جهان می رفت ... چه این پستت رو می فهمم، زیاد هم ...

m0h3en

salam ey ghooroobe gharibaneye del salam ey toolooe sahargahe raftan salam ey ghame lahzehaye jodaee khodahafez ey shere shabhaye roshan khodahafez ey gheseye asheghane khodahafez ey atre shere shabane khodahafez ey abie roshane eshgh khodahafez ey hamneshine hamishe khodahafez ey daghe bar del neshaste to tanha nemimani ey mande be man to ra misparam be delhaye khaste to ra misparam be minaye mahtab to ra misparam be damane darya agar shab neshinam agar shab neshaste to ra misparam be royaye farda be shab misparam to ra ta nasoozad be del miseparam to ra ta namirad agar cheshmeye haye az gham nakhoshkad agar roozegar in seda ra nagirad khodahafez ey barg o bare dele man khodahafez ey sayesare hamishe agar sabz rafti agar zard mandam khodahafez ey nobahare hamishe ------------ khaste nabashi leyli khanom omid varam halet kho0b bashe webloge jalebi dari ghashang dorostesh kardi man u ro link mikonam u ham age mennat gozashti bar

اهری

سلام چه مطلب خوبی / خواندنی و حزن برانگیز / کم پیدایی چرا؟ نگرانتون شدم / ممنون میشم که در صورت امکان با من تماس بگیرین