آش کشک خاله، اسکار بالیوودی و ...

بعضی چیزها تو زندگی  هست که نمی شه ازشون فرار کرد، حتی نمی شه مدت زیادی در موردشون بی تفاوت موند و سکوت کرد چون به عناوین مختلف یه دفعه می بینی که پرت شدن وسطِ هال خونه و هیچ جوری هم نمی شه از دستشون در رفت یا رفت تو فازِ بی خیالی!

یکی از این موارد که  برخلاف خیالات خوش ِ من که فکرمی کردم این بارهم جستی ملخک !شدم ؛ خلاصه  اومد سراغم، لوله ی تنگ و باریک MRI بود که باز مجبور شدم اینقدر گوسفند ها رو بشمرم و اینقدر با سروصداهای عجیب و غریبش به جنگ های تن به تن امپراطوری های عهد عتیق فکر کنم که یادم بره اگه چشمم رو باز کنم  نوک دماغم با سقفِ لوله مماسه و ممکنه الان خفه شم!

طعم خوش یا بهتر بگم بوی خوش عید هم که عین همیشه برای ما با بوی تند وایتکس و پودرهای شستشو همراه شده و فکرکنم با توجه به برنامه های شیرینی که خانم والده برای ایام عید از مهمانی ها و نشست های مفصل با فامیل پر فیس و افاده اش به مناسبت ورود خواهرعزیزشان از فرنگ تدارک دیده اند این تازه شروع راه باشه!!! و از قدیم گفتن : سالی که نکوست از بهارش پیداست!

مراسم اسکار هم که خودش همیشه اینقدر گرفتار زد وبند های سیاسی و باند بازی بوده وهست که اکثر برندگانش رو تقریبا می شه براساس اوضاع و احوالات عمومی جامعه آمریکا و ارتباطش با سایر کشورها حدس زد، اما امسال  هندی ها غوغا کرده بودند و دیگه نمی شد زیاد اسمِ اسکارو برنامه اهدای جوایز آکادمی آمریکایی روبه این مراسم نسبت داد چون هرکی تو هر رشته ای کاندید بود باز هم Slum dog millionaire برنده می شد! ما که نفهمیدیم چی شده بود والا! امایا سینمای هند خیلی پیشرفت کرده بود یا سینمارو های آمریکایی از حال و هوای فیلم های کمدی و بی سرو ته خودشون هم خسته شده بودن و دنبال یه چیزِ Happy End تر می گشتن!!!

به هرحال روزگارغریبیه ، چیزهایی  در دنیای واقعیت می بینی و می شنوی که تا قبلش فکر می کردی یا مطمئن بودی که حتی تو خواب و رویا هم امکان نداره رخ بده . از آدم هایی که هیچ توقع نداشتی کارهایی می بینی و ناروهایی می خوری که انگشت به  دهن می مونی و مغزت حسابی باد می کنه .

کاش یه قرصی بود که وقتی می خوردی  زمان برات FastForward  می شد و این ایام عجیب و غریب با این اتفاقاتی که در متنشون قرار داری اما کاری نمی تونی بکنی زودتر می گذشت.

  

/ 3 نظر / 26 بازدید

سلام سایت شما عالی بود یه سر بزن به سایت هیئت جوانان بیت الحسن www.jazire-majnon.persianblog.com

آشنا

وبلاگ خوبی دارید.پیشنهاد می کنم زیاد سخت نگیرید.بهتراست آدم گاهی به خودش هم نگاه کند. واقعیت هارا دوسویه وشاید چند سویه ببیند. آن وقت ممکن است آدم ها به آن بدی هم که فکر می کنید نباشند.به قول مولانا: چون نهاد بر دیده اش شیشه کبود/ زان سبب دنیا کبودش می نمود . یا آن بزرگواردیگر که گفت: این جهان کوه است و فعل ماندا/باز می گردد ندا ها را صدا موفق باشید.