BELIEVE IN LOVE

باز دستم درد می کنه. باز پاهام تو خواب می گیره و صبحها با درد و گرفتگی بیدارم می کنه . باز داره خبرهای بد می رسه. باز سرما خونم رومنجمد کرده و استخونامو ترک داده. باز سال داره تموم می شه . باز دارم بزرگ تر می شم و پیرتر و تنها تر.

صبح کلافه و داغون می رم سر کار. به عادت هر روز لپ تاپ رو وصل می کنم و سررسیدم رو باز می کنم و پرونده ی کارهای در جریان رو برمی دارم.برگِ روزِ گذشته تقویم رو عوض می کنم .روی صفحه جدید نوشته :

All things respond

To the love and care

You give them…

In their own time…

And in their own way.

Believe in love.

لبخندی محو  روی صورتم نقش می بنده. شاید عاشق بودن نجاتم بده. شاید حتی در انتهای بن بست راهی باشه برای رسیدن به دروازه های آزادی و درک حقیقت. هرچند دست و پایی برات نمونده باشه.

شاید باید باور داشت و  رفت. رفتن مهمه . نه رسیدن!

/ 7 نظر / 14 بازدید
شوالیه

ستاره چشمانت راهنماي من در كوير تنهائي بود..شايد كه ابرهاي زندگي نور چشمانت را كم فروغ مي كرد ولي باز قلب من چشمان تو را جستجو مي كرد و نبودنت را باور نداشت...چشمهائي كه به دوري يك لبخند بود.. لبخندي به گستردگي زندگي و به گرمي خورشيد ارزوها

مريم

سلام. نوشته هات رو خوندم. لذت بردم. طرز فکرمون خيلی شبيه همه. فقط احتمالا تو يه تصويری از آينده من. گاهی اوقات بيماری خودش نعمته. من هم از بچگی زياد مريض ميشدم. حالا هم خيلی سالم نيستم. حست رو تا اندازه ای درک ميکنم. هم دانشگاهی هم بوديم. من مواد خوندم. ۲ سال پيش بعد از ۶ سال درسم تموم شد. حست رو در مورد دانشگاه و اون حس فرار درک ميکنم. يه بغض که ميمونه و نمي ترکه. احساس غربت توی جايی که بهترين سالهای زندگيت رو گذروندی. و اين که بقيه غريبه ان. دوست داری بری جلو و براشون تعريف کنی اينجا کی بودی و...

در غربت تلخ

خودت همه چيز رو گفتی. تشنگی عين آبه .پاسخ عشق واقعی قطعا يه روز داده ميشه. فرق چيز های واقعی و کاذب فقط همينه که اولی ها دير ميان ولی ماندگار و عميق اند و دومی ها آسان به دست ميان و سطحی و زود گذرند.<علی بونه گير> فروغو دوباره بخون تا بدونی کی ها سراغ اولی ها ميرن.

باران و کاوه

ما چون دو دريچه روبروی هم/آگاه زهر بگو مگوی هم/هرروز نشاط وشادی و خنده/هرروز قرارروزآينده..........اکنون دل من شکسته و خسته ست/زيراکه يکی ازدريچه ها بسته ست.........نه مهرفسون؛ نه ماه جادو کرد/نفرين به سفر که هرچه کرداوکرد

اهری

سلام برايتان ايميل فرستادم

نگاه مست

آری فقط رفتن مهمه چون رسيدن انتهای رفتن است و هر انتهايی غم انگيز .... مگر آنکه در رسيدن هم باز مسيری باشد برای رفتن به سوی تو ....