<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

تهاجم فرهنگی

 

از قدیم الایام گفته اند :

 

                    شکّرشکن شوند همه طوطیان هند

                    زین قند پارسی که به بنگاله میرود

 

 

اما نمی دانم چرا این زبان شیرین پارسی در همه جا اینقدر طرفدار دارد جز در میان پارسیان!

 

اصولا امروزه علاقه به فرهنگ و بی فرهنگی اجانب! امری متداول درمیان مردمی است که سرزمینشان روزگاری مهد تمدن و مرکز توجه بیگانگان به عنوان طلايه داران تاریخ و فرهنگ و مدنیت بوده است!

در اینکه این پیشینه سنگین تاریخی دراین روزگار ناهنجار تنها موجبات ننگ و ذلت ایرانیان را فراهم می کند شکی نیست و پرداختن به آنچه داشتیم و امروزه جز یک غرور و تکبر بی پایه و اساس چیزی برای ما به یادگار نگذاشته است موضوعی است خارج از حوصله این مطلب, لیکن آنچه مرا وا داشت تا مطلبی درباب ادب فارسی بنویسم, افزایش سریع استفاده از خیل کلمات, اصطلاحات و حتی بعضا جملاتی از زبانهای خارجی در مکالمات روزمره قشر تحصیل کرده و فرهیخته ای است که مسلما به اهمیت حفظ زبان مادری به عنوان یکی از گنجینه های بی بدیل که این روزها به دست آوردن آن شاید به جرات بتوان گفت امری محال است, واقفند!

 

در اینجا نمی خواهم به مجموعه لغات, جملات و کلماتی اشاره کنم که از سالیان بسیار دور و در ادامه تهاجمات فیزیکی و به طبع آن فرهنگی به این سرزمین تحمیل شده است . کلماتی که حتی شاید هیچگاه معادل  فارسی برای آنها وجود نداشته و نخواهد داشت چراکه ورود آن کالا, موجودیت یا هر چیز دیگری که امروز نامش را عینا یا با تلفظی تغییر یافته از زبان رسمی کشوری دیگر به عاریت گرفته , برای اولین بار و همراه با نامش بوده است!

همچنین ترجیح می دهم درمورد تلاشهای برنامه ریزی نشده و بی ثمر فرهنگستان زبان فارسی در خصوص جایگزینی واژه های بیگانه با معادل های نچسب و غیرقابل پذیرش فارسی که بیشتر موجبات انبساط خاطر اهل فن و قلم و هنر را فراهم میکرد تا تلاش در حفظ ریشه های صدمه دیده این زبان!!! سخنی به میان نیاورم.

 

بحث من در اینجا برسر افزایش بی حد و حصر استفاده از لغاتی است که بیشتر آنها دارای معادل فارسی صحیح و پذیرفته شده بوده ولی به علت افزایش استفاده از متون فنی و تخصصی به روز که اغلب به زبان اصلی می باشند , انجام مراودات روزمره اداری- تجاری – فرهنگی و ... با خارجیان و همکاری با خارجیان و ایرانیانی که در خارج از کشور تحصیل کرده اند(که اینان جزو خیل عظیم  واردکنندگان این زبان جدید ( ترکیب فارسی- انگلیسی- فرانسه- ایتالیایی و ...) هستند) , ظاهرا ادبیات و زبان مشترک جدیدی بین گروههای تخصصی مختلف جامعه شکل گرفته و حتی درمواردی عدم رعایت این زبانهای جدید الاختراع موجبات سرافکندگی و شرمساری این قشر متخصص و مسئول را فراهم می آورد! و در مقابل محاوره و مکاتبه به این زبان نشان از سطح علمی بالا و دانش و تجربه و دنیا دیدگی گوینده دارد!

این مشکل متاسفانه گریبانگیر نویسنده نیز بوده و بایستی اعتراف کنم, مواقعی هست که علی رغم اینکه به معادل جا افتاده فارسی کلمه یا اصطلاحی اشراف کامل دارم, ناخودآگاه لغتی بیگانه برلبانم نقش می بندد و این امردر مکاتبات نیز تکرار می شود!

 

روزی سرگرم نوشتن خلاصه مذاکراتی بودم که در جلسه ای تخصصی روی داده بود و هر بار به کلمه Instrument می رسیدم اندکی درنگ میکردم و با اکراه می نوشتم "ابزاردقيق" و باز ادامه  می دادم.

 این اتفاق چندبار درمورد کلمات ملموسی چون " تامین کننده (Suppliers )", "تحقق اهداف( Meet the objectives )" ," تنظیم موارد (Tailor )", "نظرات حاضرین (Comments )" و ... نیزتکرارشد. از ترکیب به وجود آمده برروی کاغذ سفید و دهن کجی لغات انگلیسی در میان انبوه کلمات فارسی نوشته شده , احساسی از بی هویتی و عدم پایبندی به تعاریف حداقل معتبر شخصی خودم دردرونم شکل گرفت و از اینکه ناخواسته گرفتار این اپیدمی قشربه ظاهرروشنفکر ایرانی شدم , ازخودم شرمگین.

 ناخودآگاه  ازبه یادآوردن کلام معروف شاعر شیرین سخن و پایمال شدن تلاشهای گرانقدرش  آهی ازنهادم برآمد.

 

بسی رنج بردم درایین سال سی

عجم زنده کردم بدین پارسی

 

/ 1 نظر / 10 بازدید
آشنا

هر وقت که می بینم لابلای بحث های احساسی ،بحثی جدی مطرح می شود که گوشه چشمی به ریشه ها دارد، ناخود آگاه خوشحال می شوم.اگر بر رسی عمیق تر موضوع را حوصله کنی، بسیار مفید خواهد بود. موفق باشی.