به جای بهاریه!

چه بی مقدمه در من شروع تو پیداست
و صادقانه بگویم که در دلم غوغاست
چه دیر دیدمت اما چه زود دل بستم
به لحن شرقی چشمت که این چنین گویاست
هزار شعر نگفته به گوش من خواندی
و شاعرانه شنیدم که لهجه‌ات شیداست
رسیده‌ای ز "ندانم کجا"ی کشور عشق
که ماورای مدار کبود غربت‌هاست
چه کودکانه تورا بی‌قرار می‌خواهم
اگر چه گفتن ِخواهش خلاف عادت ماست
شگفت آوَرَدَت این صراحتم اما
نمانده فرصت کتمان و شعر بی‌پرواست
و بی‌مقدمه آن سان که خوب می‌دانی
ز واژه واژه‌ی سرخش، نهفته‌ها پیداست

ویدا فرهودی

/ 6 نظر / 16 بازدید
کافه فانوس

دسته گل آنقدر زیبا وشعر آنقدر شاعرانه و خوش آهنگ و شیدایی بود ، که باید به حس زیبایی شناسی شما آفرین گفت. بهار اگرهمین هارا داشته باشد،این پست بهترین بهاریه ست ولازم نبود عنوانش را «به جای بهاریه» نام بگذارید. فقط ای کاش دراین شعر و دراین گل، حقیقتی از آدم ها هم یافت می شد.

مهندس

iranshefa.blogfa.com درمان همه بیماریها100%