جایی <دیگر>

آنچنان می نوازی

که پرندگان به رقص می آیند

پسران و دختران به آواز.

کابوس های شان را به فراموشی می سپارند

کنارِ پنجره ات

تا آنسویِ خستگی

می رقصند

و در آستانه ات

می خوانند.

 

بگذار

من نیز

از پنجره ات به پرواز درآیم

در اَمواجِ آوای ات شناوَر شوم

در آستانه­یمهرت فرود آیم

رازهایِ گذشته را بگویم

و بَرای همیشه به خواب روم.

 

آوازِ زندگی را فرا ده

تا سایه ها به رقص آیند

بَرگ ها و شاخه ها به رقص آیند.

بر دَف کوبه کن

بر زِه زخمه زن

بر نِی بدَم

تا قلب ام به رقص آید

تا شهر به رقص آید.

بگذار من

از پنجره ات به پرواز درآیم

در اَمواجِ آوای ات شناور شوم

در آستانه­یمهرت فرود آیم

رازهایِ گذشته را بگویم

و برایِ همیشه به خواب روم.

 

بیهشان را به عَرشِ اَعلی فِرِست

هشیاران را به خواب

جوانان ، به رویا

باران ، به دریا

مهر را به موج،

آوای ات را تا آرمانگاه ام نگهدار

نام ام را بر پاکتی نویس،

مرا

به جایی «دیگر» فرست.

بگذار من

از پنجره ات به پرواز درآیم

در امواجِ آوای ات شناور شوم

در آستانه­یمِهرت فرود آیم

رازهایِ گذشته را بگویم

و برایِ همیشه

به خواب روم.

ر.رخشانی

/ 6 نظر / 13 بازدید
آرام

این همه شیدایی باید نوعی انفجار «خود» و جذب ذرات وجود در هوای آن «نوازنده» باشد!! اما «از پنجره‌ات به پرواز درآیم/ در اَمواجِ آوای‌ات شناوَر شوم/ در آستانه­ی مهرت فرود آیم» و «به خواب روم» را دوست داشتم («برای همیشه»اش را نه)!!... احساسی از خانة مادری یا اتاق مادربزرگ در بعدازظهر پاییز را داشت... کلاً مرسی!

آزی

سلامت باشی و پاینده [گل][گل][گل]

آرتو

............ ......بگذار من نیز از پنجره ات .....................به پرواز در بیایم.

فرانسه

سلام مرسی که لینک دادید مطالبتون جالب و خوندنی بود خصوصا اون فرار ازمیانمایگی براتون آروزی موفقیت دارم با احترام وبلاگ فرانسه