دیشب به 2 تا نکته رسیدم:

 

1-            براساس همون چیزی که خودم سالهاست بهش اعتقاد قلبی دارم اما معمولا به خاطر شواهد و قرائن دور و برم, مرتب به درست بودنش شک می کنم و بعدش سعی می کنم خودمو یه جورایی توجیه کنم؛ پدرها هم به اندازه مادرها و خیلی وقتها حتی خیلی بیشترازاونا درمحافظت و نگهداری از بچه هاشون فداکاری و ازخودگذشتگی میکنن .البته ممکنه درحالت کلی کسی مخالف این نظریه نباشه اما همه آدما ته دلشون مادرها و مهربونیها و ایثارو فداکاری هاشو نو یه جور دیگه می بینن واصلا این اصطلاح مهرمادری خیلی مرسوم و مصطلح تره تا مهر پدرانه مثلا! هرزمانی هم که حرف از مریضی و مرگ و دوری میشه همه غصه مادر رو بیشتر میخورن تا پدر. البته من نمی خوام ارزش و قداست مادر بودن رو زیر سوال ببرم یا با پایین آوردن صفات والای مادر به کلمه پدر روح و هویت تازه ای ببخشم . من فقط حرفم اینه که ازنظرمن پدربودن هم به اندازه مادربودن سختی داره و اینکه ما محبت و مهربانی و ایثار و هزار تا صفت دوست داشتنی و ارزشمند این 2 تا رو بذاریم تو کفه ترازو و با هم مقایسه کنیم ببینیم مالِ کی سنگین تره و اون وقت این یافتۀ    خودمون رو تعمیم بدیم به کل واقعا مسخرس.

 

2-            این قضیه که ازبین حیوانات, میمونها شبیه ترین حیوان ازنظر خصوصیات به انسانها هستند چندان درست نیست , ممکنه که ازنظر ظاهری و حتی رفتاری شباهتهای زیادی داشته باشن و حتی انسانها به نوعی تکامل یافته گونه هایی از میمونها باشن . اما من پیشنهاد می کنم به این لیست,  پنگوئنها رو هم اضافه کنین.  پنگوئنها درسته که جزو پرندگان به شمار میان و قائدتا خیلی سخته که بشه وجوه اشتراک بین اونها رو با انسانها حتی تصورکرد اما اگه درمورد نوع زندگیشون تحقیق و مطالعه کنین متوجه میشین که چقدر مثل آدمها زندگی میکنن و چقدر کارهایی رو که از روی غریزه انجام میدن شبیه قوانین و عرف و اخلاقیاتی است که انسانها نه به صورت غریزی که به صورت اکتسابی تو زندگیشون ایجاد کردن و گاهی وقتها حتی بالاجبارازشون پیروی می کنن .

 

 

 نکات فوق الذکر !!! نتیجه دیدن فیلم مستند "راه پیمایی پنگوئنها" اثرلوک ژاکه (LUC JACQUET)

است که واقعا از نظر من دربین فیلمهای مستندی که معمولا خیلی کسل کننده و بی سروته تهیه میشن یه شاهکاربه شمار میاد. حداقل واسه آدمی مثل من که درزمینه موضوعاتی مثل جانورشناسی و علوم طبیعی اطلاعات و دانش چندانی نداره , این فیلم هم جاذبه های طبیعی و زیباشناسی زیادی داشت و هم اینکه منو به یه نگاه دوباره و تفکر عمیق تر نسبت به مسائلی مثل تنازع بقا و روابط احساسی بین جفت و احساسات هریک ازاونها نسبت به فرزندشون به صورت جداگانه و باهم واداشت.

 

خب این چیزا به عنوان خروجیه یه فیلم مستند که 80% تصاویرش با برف و بوران سفید شده وتنها صدایی که تو فیلم میشنوی (البته به جزآوازهای دسته جمعی پنگوئنها و سروصداهای دیگه ای که دربخشهای مختلف به دلایل مختلف به گوش میرسه)  تک گویی راوی فیلمه که سعی میکنه اطلاعات علمی بیشتری رو درطول مدت 80 دقیقه فیلم به بیننده منتقل کنه , اونم تو روزگاری که 10 تا فیلم روز سینمای ایران و جهان با هم یک دونه پیام نصفه نیمه هم برای تماشاگرانی که حداقل دوست دارند به آنچه میبینند فکرکنند, نداره ؛ خیلی عالیه!

 

3-         خلاصه ای از فیلم راه پیمایی پنگوئنها :La Marche de l'empereur

 

فیلم تلاش میکنه یکسال از زندگی پنگوئنهای قطب جنوب رو به تصویر بکشه .  فیلم اززمانی شروع میشه که پنگوئنها به خاطر نزدیک شدن فصل زمستان و سرد شدن نیمکره جنوبی زمین , دریک زمان و مکان مشخص و با هدف مشخص راه پیمایی طولانی خودشونو برای رسیدن به مناطق گرمتر و درعین حال امن تربرای زندگی , جفت گیری و بچه دارشدن شروع میکنن. این راه پیمایی طولانی که به تعبیربعضیها سخت ترین راه پیمایی دنیاست دهها روزبرروی برف ویخ و بدون آب و غذا طول میکشه و زمانی که به محل مورد نظر میرسن, جفت گیری پنگوئنها شروع میشه . برعکس اکثرحیوانات که معمولا هرچند نوع ماده با یک نوع نر جفت گیری میکنن و بعد از جفت گیری هم ازهم جدا میشن ؛ پنگوئنها مثل آدمها فقط یک همسر اختیار میکنن و بعد از کلی معاشقه و هم آوایی (که واقعا جزو زیباترین بخشهای فیلم هم هست) پنگوئن ماده یک عدد تخمی رو که نتیجه تلاش باورنکردنی خودش و جفتش ازآغاز شروع راهپیمایی تا الان بوده رو به جفت نر میده که گرم بمونه و خودش برای تامین غذا به اقیانوس برمیگرده. پنگوئن پدر 2ماه تموم بدون آب و غذا ودرسخت ترین شرایط آب و هوایی از تخم محافظت میکنه تا مادر جوجه برگرده.حتی اگه جفت ماده بمیره و یا دیرترازموعد بررسه جفت نر جوجه تازه به دنیا امده رو ازآخرین ذخائر غذایی خودش تغذیه میکنه و گرم نگه میداره.

 

پنگوئنهای ماده سرانجام برمیگردن و جفت خودشونو و بچه ای که تا حالا ندیدن ازبین هزاران پنگوئنی که منتظر بازگشت همسراشون هستن ازروی صدای اونها , پیدا میکنن و جوجه کوچولوی خودشونو از پدر تحویل میگیرن.

حالا نوبت پنگوئنهای نره که به اقیانوس برگردن و بعد از نزدیک به 3- 4 ماه بی غذایی , ذخیره غذایی برای خودشون تهیه کنن. این جابجایی بین پدرو مادر تا بزرگ تر شدن جوجه ها و آماده شدن اونها برای زندگی مستقل ادامه پیدا میکنه و این زمانیه که پدرو مادر خوشحال ازاینکه سال موفقی رو داشتن ازهمدیگه و از بچه هاشون جدا میشن و تاسال بعد و رسیدن موعد راه پیمایی منتظر میمونند.

 

 

دیدن این فیلم رو به همه کسانی که به طبیعت و حقایق زندگی بکر و لطافت باورنکردنی روابط عاشقانه بین جفتهای غیرانسانی علاقه دارند و حتی به آدمهایی که راه رفتن وسرخوردن پنگوئنها روی سطوح لیزو یخی وبازی و شيطنتهای بچه پنگوئنها ,خنده به لبهاشون میاره , توصیه میکنم.

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک